جدیدترین لباس های شب،یوگا،خلاصه اثار باربارا دی انجلیس

من هر وقت دست کسی را گرفتم گم شدم در من انقدر ترس از گرفتن دستی است که ترس از گم شدن نیست

بابا،اب،نان،عشق
نویسنده : - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ تیر ۱۳٩٢
 

بابا اب داد

بابا نان داد

اما بابا یاد نداد

وقتی دل بستم چه کنم

وقتی عاشق شدم

چگونه جلو بروم

بابا یاد نداد

برای عشق باید از خود بگذرم


بابا نگفت

سکوت لحظه ها را بشکنم

بابام گفت روزی رسد که عاشق شوی

اما نداستم که این عشق چیست

ندانستم برای عشق باید از خودم

از هر چه دارم باید بگذرم

بابا نگفت اشک های عاشق را

اشک های که شب ها می ریزد

اشک هایی که بدون دلیل می ریزد

بابا نگفت غم های دوری را

بی خود شدن زوری را

بابا چرا نگفت؟