جدیدترین لباس های شب،یوگا،خلاصه اثار باربارا دی انجلیس

من هر وقت دست کسی را گرفتم گم شدم در من انقدر ترس از گرفتن دستی است که ترس از گم شدن نیست

ایا تو ان گمشده ام هستی؟(سری سوم)
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٢
 

عاشق شدن به دلایل نادرست

هفت دلیل نادرست برای ازدواج:

1.فشار(سن،خانواده،دوستان و غیره)

2.تنهایی و استیصال

3.گرسنگی جنسی

4.بی توجهی به زندگی خود

5.اجتناب از بزرگ شدن

6.احساس گناه

7.پر کردن خلا های احساسی و روحی

توضیح در ادامه مطلب:


دلیل نادرست1:فشار

فشار تاثیری است که دوستان،خانواده،اجتماع و برنامه ریزی احساسی تان بر شما می گذارد و این پیام را به شما می دهد که باید با کسی ازدواج کنید در غیر این صورت حتما مشکلی دارید.اگر به دلایل بیرونی و یا درونی احساس اجبار می کنید ممکن است با کسی ازدواج کنید که در شرایط معمولی هرگز او را انتخاب نمی کردید.

اگر خود باوری شما پایین است و یا بیش از حد تحت تاثیر اعضای خانوادتان هستید،این احتمال وجود دارد که صرفا به جهت چیزهایی که دیگران فکر می کنند و نه بر مبنای خواسته های واقعی خود،رابطه ای را شروع کنید.

دلیل نادرست2:تنهایی و استیصال

وقتی که احساس تنهایی می کنید و به تنگ امده اید،احتمال انکه انتخاب های ضعیف تری بکنید،بالا می رود و در نهایت از روابطی سر در خواهید اورد که ارضا کننده نیست.

استانداردهای خود را صرف این احساس که زمانه سخت شده پایین نیاورید.شما انسانی ارزشمند و دوست داشتنی هستید که استحقاق رابطه دلخواه خود را دارید.

دلیل نادرست3:گرسنگی جنسی

با گرسنگی جنسی ممکن است به کسی علاقه مند شوید که حتی چندان نیز برایتان جذاب نیست. شما فقط کسی را می خواهید (هر کسی)که بتوانید با او رابطه جنسی داشته باشید.

دلیل نادرست4:عدم توجه به زندگی خود

ممکن است چیزی که ان را دل مشغولی به عشق می پندارید همان رویگردانی واقعی شما از خود و مسائلتان باشد،چرا که اگر مدام مشغول عشق ورزیدن به کسی باشید و تمام وقت تلاش کنید که انها را خوشحال کنید و نیازهای انان را براورده سازید،دیگر وقتی نخواهید داشت که به نیازهای خود بپردازید و یا حتی رویاهایتان را دریابید.

بسیاری از مردم از این رو به روابط نیاز دارند که از کمبود شور و شوق و بی هدفی در زندگی خود خسته شده اند و به جای انکه به درون خود نگاه کنند و دلیل این احساس را از درون خود جویا شوند خود را درگیر روابط عشقی میکنند و ان را هدف خود قرار می دهند.چنین روابطی هرگز سرانجامی نخواهد داشت،از ان رو که در چنین مواقعی،شما عاشق ان شخص نیستید بلکه شیفته سرگرمی و دل مشغولی خود به رابطه تان هستید و هنگامی که رابطه پایان می پذیرد بار دیگر با خودتان تنها خواهید شد.

دلیل نادرست5:اجتناب از بزرگ شدن

بسیاری از مردم نه از روی امادگی جهت قسمت کردن غنای زندگی خود با شخص دیگر بلکه از این رو یک رابطه را اغاز می کنند که می خواهند از انها حمایت و مواظبت شود. این مردها و زنها سعی می کنند که از بزرگ شدن اجتناب کنند بنابراین کسانی را برای خود انتخاب می کنند که نقش بابا و مامان رابرایشان بازی کنند این روابط در جهت اموختن و رشد دو طرف نیستند بلکه بر مبنای وابستگی ایجاد شده اند.احتمال اینکه در رابطه ای باشید وجود دارد اگر:

  • تفاوت سنی زیادی میان شما و همسرتان وجود داشته باشد.
  • تفاوت عمده ای میان موفقیت های شغلی شما و همسرتان وجود داشته باشد.
  • تفاوت بزرگی میان سطح تجارب زندگی شما و همسرتان وجود داشته باشد.
  • یکی از طرفین برای کمک و نصیحت به دیگری چشم دوخته باشد.

در این گونه روابط،شما خود را متقاعد می کنید که عاشق هستید در حالی که صرفا جایگزینی برای مادر و پدر یافته اید.

دلیل نادرست6:احساس گناه

  • ایا تا به حال فقط به ان دلیل که به احساسات کسی لطمه نزنید با او ازدواج کرده اید؟
  • ایا تا به حال به این دلیل که دل کسی را نشکنید به رابطه با او بیش از ان چه که باید ادامه داده اید؟
  • ایا تا به حال با کسی رابطه داشته اید که می دانستید بیش از انچه شما به او علاقه دارید،او به شما علاقه مند است،اما انقدر احساس گناه می کردید که نمی توانستید رابطه را تمام کنید؟

اگر به هر یک از سوالات بالا پاسخ مثبت داده اید،پس دلیل نادرست ششم را برای ازدواج می فهمید،احساس گناه.شما به خود می گویید که این احساس همان عشق است در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتها درجه ان حس ترحم نیست.

دلیل نادرست7:پر کردن خلا های احساس و روحی خود

دو مشکل اساسی ناشی از خلا احساسی و روحی:

1.شما به منظور پر کردن خلا های روحی خود و نه برای انکه فرد مناسبی یافته اید،به روابط وارد می شوید.

2.در روابطی که احیانا نیز می توانند برایتان مناسب باشند وارد می شوید،اما انتظار دارید کع ان روابط خلا روحیتان را پر می کند،در حالی که خودتن باید خودتان را سرشار می کردید. اگر احساس تهی بودن می کنید،هیچ شخصی صرف نظر از این که چقدر هم شما را دوست داشته باشد قادر نخواهد بود خلا روحی شما را پر کند.

شما می توانید رابطه ای مطلوب را با این چشمداشت که همسرتان ناجی احساسی و روحی شما باشد،خراب کنید.تنها شمایید که می توانید این جاهای خالی را پر کنید.تنها شمایید که می توانید خود را نجات دهید.این معقول است که از همسر خود انتظار داشته باشید تا به تنهایی شما نیافزاید یا شما در التیام زخم هایتان حمایت کتد و به شما عشق بورزد یا به شما بیاموزد که چگونه خود رادوست بدارید،اما در نهایت این شمایید که باید قهرمان خود باشید.

عاشق شدن به دلایل درست

قبل از انکه امادگی شرکت در یک رابطه سالم را داشته باشید یا تعهد جدی تری به کسی که از پیش می شناختید بدهید،تحقق دو شرط اساسی در زندگی تان الزامی است:

1.این که احساس کنید ازعشق اکنده اید و می خواهید ان را با دیگران سهیم شوید.

2. مایلید که با نگاه در ائینه معشوق،از خود بیاموزید.

اگر امادگی شدت و عمق تجربه اموختنی را که عشق در اختیارتان قرار می دهد،ندارید، خواهید دید که در برابر رابطه تان مقاومت می ورزید و از همسر خود منزجر می شوید.

اگر پس از خواندن این پست تشخیص می دهید در یک یا چند رابطه تان به دلایل نادرست عاشق شده اید،نا امید نشوید.تحقق هر ادراک درباره اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده اید دری را به سوی انتخاب های روشن تری در اینده به رویتان می گشاید و شما انگاه نه از روی استیصال بلکه امیدوارانه،رویاهایتان را تعقیب خواهید کرد.

هرگاه دریابید که خواب بوده اید،درست همان لحظه ایست که نیمه بیدارید.